عبد الجليل قزوينى رازى
164
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
است بدلالت عصمت و كثرت علم و مجاهدت و سبقت و انفاق « 1 » و قرابت و شجاعت و ترك همهء معاصى و قبول همهء طاعات « 2 » ، اين است مذهب شيعه درين مسأله بدين حجّت نه آنكه ناقل دعوى كرده است بتهمت يا شبهت « 3 » ، و منقبت على نه تنها آنست كه كافر كشت [ بلكه هم ] آنست كه هرگز كافر نبود ، و الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « و تو بايد كه بدانى كه فضيلت على نه بسيارى كافر كشتن است كه سيّد كونين و عالمين مصطفى بود و على و غير على طفيل اواند . و اگر نه حرمت و منزلت رسول بودى بو بكر و عمر و على چون ديگر شتربانان بودندى » . امّا جواب آنست كه : بنزديك شيعه كمترين فضيلتى على را كافر كشتن است و اگرچه جهاد ركنى بزرگ از أركان شريعت است امّا باضافت با عصمت و علم و سبقت و قبول همهء شريعت اندكى باشد از بسيارى . و امّا آنچه گفته است : « منزلت بو بكر و على از مصطفى است » به همه حال رعيّت چون راعى نباشد ، و مطيع چون مطاع ، و خواجه چون شاگرد ، و مقتدى چون مقتدا . و در آن ، كس خود خلاف نكرده است از مسلمانان ، و خلاف در آنست كه بعد از مصطفى كه بهتر است ؟ و درست كرده آمد درين كتاب در مواضع « 4 » كه على عليه السّلام از هريكى از صحابه و أهل البيت بهتر است بعلم و عصمت و شجاعت و سبقت و غير آن . امّا آنچه گفته است : « اگر نه رسول بودى بو بكر و عمر و على چون ديگر شتربانان بودندى » راست است ، بدان مذهب كه معرفت خداى بقول رسول دانند چنين است ، و بدان مذهب كه معرفت بارى تعالى بعقل و نظر دانند خلاف اين است كه گفته است ، و آن لفظ در حقّ بو بكر و عمر اجرا كردن بىادبى و سفاهت باشد ، و در حقّ امير المؤمنين على كفر و ضلالت و بدعت باشد كه معرفت امير المؤمنين ركنى از اركان دين و ديانت است ؛ و بعد از مصطفى زينت ملّت
--> ( 1 ) - ث ح : « و اتفاق » . ( 2 ) - نسخ : « طاعت » . ( 3 ) - ع ث : « تا » و باقى نسخ « يا - شبهت » را ندارند . ( 4 ) - ح د : « در مواضع » را ندارند .